السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

475

تفسير الميزان ( فارسي )

مىكند ، و خلاصه مىگويد : تو نمىتوانى آنچه را كه در طريق تعليم از من مىبينى تحمل كنى و دليل بر اين تاكيد چند چيز است ، اول كلمه « ان » . دوم آوردن كلمه صبر است به صورت نكره در سياق نفى ، چون نكره در سياق نفى ، افاده عموميت مىكند . سوم اينكه گفت : تو استطاعت و توانايى صبر را ندارى و نفرمود « نسبت به آنچه كه تو را تعليم دهم صبر ندارى » . چهارم اينكه قدرت بر صبر را با نفى سبب قدرت كه عبارت است از احاطه و علم به حقيقت و تاويل واقع نفى مىكند پس در حقيقت فعل را با نفى يكى از اسبابش نفى كرده ، و لذا مىبينيم موسى در هنگامى كه آن عالم معنا و تاويل كرده هاى خود را بيان كرد تغيرى نكرد ، بلكه در هنگام ديدن آن كرده ها در مسير تعليم بر او تغير كرد ، و وقتى برايش معنا كرد قانع شد . آرى ، علم حكمى دارد و مظاهر علم حكمى ديگر . نظير اين تفاوتى كه در علم و در مظاهر علم رخ داده داستان موسى ( ع ) است در قضيه گوساله كه در سوره اعراف آمده ، با اينكه خداى تعالى در ميقات به او خبر داد كه قوم تو بعد از آمدنت به وسيله سامرى گمراه شدند ، و خبر دادن خدا از هر خبر ديگرى صادقتر است ، با اين وصف آنجا هيچ عصبانى نشد ولى وقتى به ميان قوم آمد و مظاهر آن علمى را كه در ميقات به دست آورده بود با چشم خود ديد پر از خشم و غيظ شده الواح را انداخت ، و موى سر برادر را گرفت و كشيد . پس جمله * ( « إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً . . . » ) * اخبار به اين است كه تو طاقت روش تعليمى مرا ندارى ، نه اينكه تو طاقت علم را ندارى . * ( « وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلى ما لَمْ تُحِطْ بِه خُبْراً » ) * . كلمه « خبر » به معناى علم است ، و علم هم به معناى تشخيص و تميز است ، و معنا اين است كه : خبر و اطلاع تو به اين روش و طريقه احاطه پيدا نمىكند . * ( « قالَ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّه صابِراً وَلا أَعْصِي لَكَ أَمْراً » ) * . موسى ( ع ) در اين جمله وعده مىدهد كه به زودى خواهى ديد كه صبر مىكنم و تو را مخالفت و عصيان نمىكنم ، ولى وعده خود را مقيد به مشيت خدا كرد تا اگر تخلف نمود دروغ نگفته باشد . و جمله * ( « وَلا أَعْصِي . . . » ) * عطف است بر كلمه « صابرا » چون كلمه مزبور هر چند وصف است ، ولى معناى فعل را مىدهد ، و بنا بر اين وعده « لا اعصى » هم مقيد به مشيت هست . پس اگر نهى او را از سؤال مخالفت كرد بارى وعده « لا اعصى » را خلف نكرد ، چون اين وعده نيز مقيد بوده .